تبليغاتX
جیگیلی


جیگیلی

ღღدخترونه پسرونهღღ


 

 

 

 

 


 

 

sasy mankan__ahmadi nejad production:elahi ke dobare ray biaram hamegi begin ishalAa---harky ke be man ray nemide bere bemire ishala--cheshatOo rOo karobi basty)--mosaviam ke nakhasty---mahmodo d[G] khOob shenakhty az bas ke paye harfash neshasty--------bah bah che rayEes jomhoury khord be pOostam)--mitounam dalile kandid shodaneto beporsam----kabshenetOo bebarOo ghayem koOn ta ke hasOodat nayanOo bedozdan)))))))))))))---sa'Ate 6.30e aSr kE mishe gasht ershad toOo khiaboun gIirEe((---bejayEe azadio edalat in tarhe mobareze ba mantOoye kOOtah midee))-----hala bejOoz mahmOod ki hasteEsh--ke bekhandim az dastEesh)---dOost nadarin kE bazam bedin ray bEesh?)---mahmoud rEcOrd=))



 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 17:46 توسط امیر حسین| |


English : I Love You

Persian : To ra doost daram

Italian : Ti amo

German : Ich liebe Dich

Turkish : Seni Seviyurum

French : Je t'aime

Greek : S'ayapo

Spanish : Te quiero

Hindi : Mai tumase pyre karati hun

Arabic : Ana Behibak

Iranian : Man doosat daram

Japanese : Kimi o ai shiteru

Yugoslavian : Ya te volim

Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

Russian : Ya vas liubliu

Romanian : Te iu besc

Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

Syrian/lebanese : Bhebbek

Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

Swedish : Jag a"Iskar dig

Africans : Ek het jou li
نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:29 توسط امیر حسین| |


1- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست!

2-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن

3-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه

4-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

5-داری واسه استادت ایمیل(التماس و پاچه خواری واسه نمره) میزنی.یهو کارتت تموم میشه

6-سایتت رو با هزار بدبختی تو گوگل سرچ میکنی موقع جستجو می افته صفحه 400!

7-3 ساعت یه فایل و دانلود می کنی (بدون DAP)به 99 در صد که می رسی یهو reset می شی.

8-رو لینک بالای 18 سال کلیک می کنی یهو می ری تو سایت عمو پورنگ!
نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:27 توسط امیر حسین| |


* وقتی یه پسر بیرون میره دوست نداره سینه و کونش (باسن ) باد کرده باشه ولی دختر کون و سینه رو

باد میکنه تا ۱۰۰۰ تا پسر رو از راه بدر کنه .

* دختر تا مانتوی تنگ و آرایش نکنه عمرا بیرون بره ولی پسر با یه شلوار کردی و زیرپیراهنی هم تا

دو تا چهارراه بالاتر میره .

* دختر براحتی از چهارراه رد میشه ولی کیه که به پسر راه بده .

* اگه یه دختر از کوچه رد شده باشه تا یک هفته با بوی کوچه میشه حال کرد ولی اگه پسر رد شه

انگار ماشین جمع آوری زباله رد شده .

* اگه دختر موبایل داشته باشه الکی هم شده تو دستش میگیره و کلاس میذاره ولی پسر اصلا .

* اگه ۲۰ تا دختر باشن که با هم رفیق باشن در مترو و واحد هر کسی پول خودشو حساب میکنه ولی

یه پسر همه ی دوستاش رو به علاوه بقیه حساب میکنه .


* بقیه اش را هم تو بگو
نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:26 توسط امیر حسین| |

هوشنگ : سلام غضنفر چطوری ؟

غضنفر : چاکرم حاجی ! تو خوبی ؟

هوشنگ : فدات ! غلامم ! ... آقا این چه وضعیه ؟ هیچ زید و دافی ندارم !

غضنفر : دست رو دلم نذار که خون ِ ! نه اینکه من دارم ؟؟؟!!

هوشنگ : چی کار کنیم حاجی ؟ کسی که سوار پیکان جوانان ما نمی شه که !

غضنفر : من یه فکر بکر دارم !
...

چند روز بعد...

غضنفر : هوشنگ هوشنگ ! حاضر شو می خواهیم بریم یه جایی !

هوشنگ : کجا حاجی؟

غضنفر : مگه نگفتی چرا هیچ دختری پا نمی ده بهمون ؟

هوشنگ : خب ؟ که چی ؟

غضنفر : من یه آهنگ ساختم !! شعرشم با کمک ننه سمیه گفتم !

بیا بریم استدیو بخونیمش , می ترکه و دیگه دافا از سر و کولمون می رن بالا!

هوشنگ : بابا من که بلد نیستم که!

غضنفر : بیخیال بابا ! کاری نداره که ...بلدی نمی خواد که ...

اصلا موسیقی کشور به من و تو نیاز داره !


هوشنگ : آره !راست می گیا ! من هی با خودم می گم یه استعداد نهفته دارم

که کفش نشده !! نگو موسیقی و این صوبتاس ؟

غضنفر : آره حاجی ! من می شم غضنفر مانکن , تو هم هوشنگ مخته !!

دختر عمه عقدس هم میاد اون وسط پاپ می خونه ! بعد می گیم : ما رو هر

آهنگی می تونیم رپ بخونیم ! بندری , افغانی , کردی , ... کارمون می گیره ها !

هوشنگ : آره آره ... معروف می شیم ! اگه ما وارد موسیقی نمی شدیم واقعا بشریت

دو تا مخ رو از دست می دادا !

غضنفر : صد در صد ! بدو بریم ... سر ساعت باید استدیو باشیم ها ! بگیر این شعر تو ...

اینم شعر من ... آهنگ هم از چند تا آهنگ بندری و خارجی و اینا بریدم چسبوندم بهم !!

محشر شده ...

هوشنگ : چه جوری پخشش کنیم تو ایران که معروف شیم؟

غضنفر : یکی از بچه ها هست ! کارتون خواب بوده! بعد تو استدیو ها می خوابیده !

الان دو روزه یه سایت رپ زده ! باهاش صحبت کردم آهنگمونو بنویسه : کار جدید و فوق العاده

و بمب و تانک و توپ و مسلسل و ویران کننده غضنفر مانکن و هوشنگ مخته و عقدس باربی !!

پخش ویژه !

هوشنگ : ایول ! ایول !

و این بود که دو ستاره جوان موسیقی بوجود آمدند

نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 22:24 توسط امیر حسین| |

اصولا هر پدیده ای که تازه وارد کشور ما می شه ملت همه عین چی هجوم میارن

بهش تا ببینن این تازه وارد چیه؟از کجا اومده به چه دردی می خوره ؟ا

صلا به درد می خوره یا نه؟یکی از این پدیده های تازه وارد سبک موسیقی رپه.

رپ تو زادگاه خودش یعنی کوچه پس کوچه های تاریک شهر نیویورک به cnn سیاه ها

معروفه چون سیاه پوست ها از رپ به عنوان یه ابزار برای گفتن مشکلات خودشون

استفاده می کنند.

بی خیال این روزا همه رپ می خونن شما چطور؟اگه شما هم می خوای رپر شی باید به این

دستورالعمل عمل کنی شاید یه روز تونستی با یاس هم feat کنی!

فاز اول(مقدمات رپ خوندن)

1-مرحله ی اول رپر شدن گوش کردن چند تا آهنگ تو این مرحله گوش کردن آهنگ های

یاس یا زدبازی پیشنهاد می شه

لطفا اول کار از گوش کردن آهنگای خارجی به شدت پرهیز کنید چون به غیر از گیج شدن از

شنیدن یه سری اراجیف هیچی دستگیرتون نمی شه!

2-مرحله ی دوم اینه که باید حداقل چند شب رو تو خیابون ها خوابیده باشی.

بالاخره شما که نمی خوای از این رپ خون های زپرتی باشی که می خوای؟

شما می خوای خبرنگار خیابون ها باشی(ر.ک دیس شوک از عرفان)

دلیل دیگه ی این کار اینه که اگه ایشالا بعدا خواستی آهنگ اجتماعی بخونی حداقل

حرفت راست باشه که با درد جامعه آشنایی.

فاز دوم(آماده سازی)

3-شما باید استایل خودتون رو انتخاب کنید. یا لباس گشاد به سبک رپر های آمریکایی

یا لباس مانکنی و تنگ تنگ به سبک رپر های تازه از تخم در اومده ی خودمون!

4-مهمترین بخش انتخاب یه اسم درست درمونه. این اسم می تونه مرکب باشه

یعنی بخش اول اسم خودتون و بخش دوم یه اسم چرت و پرت(ر.ک امیر تتلو!) بخش

دوم اسم هرچی ضایع تر باشه بیشتر به دانلود آهنگاتون کمک می کنه. اسم های پیشنهادی

ما واسه این بخش:کامبیز داغون,اصغر آس و پاس,سامان فاضلاب,کامران غولتشن و…

5-حالا تمام عزم خود رو برای کش رفتن یه بیت درست و درمون جزم کنید.

بیت های 50CENT یا 2pac به شدت پیشنهاد می شه. بعد از بیت نوبت یه تکسته.

لطفا تو این مبحث از کش رفتن تکست های دیگران خودداری کنید.

تکست هرچی مزخرف تر باشه بهتر(ر.ک تکست های آهنگ های ساسی مانکن)

از هرچی دم دستتون اومد واسه قافیه سازی استفاده کنید(باز هم ر.ک آهنگای ساسی مانکن)

6-حالا یه استئدیئ خوب پیدا کنید تا بتونید استعداد خودتون رو تو اون شکوفا کنید.

اگه هیچ استودیویی به صدای پر مغز ! شما بها نداد سر خورده نشید بالاخره با یه میکروفون

و یه کامپیوتر هم کارتون حل می شه فقط بدون میکس و مسترینگ!!
7

-تو آهنگای اولتون سعی کنید یکم بیشتر پول خرج کنید و با یه رپر یه کم مشهور تر feat

کنید. تو این مرحله فیت کردن با ساسی مانکن به شدت زیاد پیشنهاد می شه!

8-بهتون تبریک می گم شما اولین آهنگتون رو فرستادی صفحه اول سایت رپفا!

فاز سوم(مراحل حرفه ای کار)

9-تو دو سه تا آهنگ بعدی هم سعی کن آویزون یه نفر بشی و باهاش بخونی این جوری

بهتره بیشتر شنیده می شی.

10-حالا که یکم سرشناس شدی راه خودت رو مشخص کن ببین می خوای چی بخونی:

اجتماعی یا 6.8 یا پارتی یا دیس لاو

11-حالا وقتشه باید شجاعت به خرج بدی و اولین آهگ مستقل خودت رو بدی بیرون.

این یه ریسکه یا بین رپ گوش کن ها پذیرفته می شی یا باید رپ رو ببوسی بذاری تاقچه بالا

12-تو آهنگا از دیس کردن رپر های دیگه به شدت پرهیز کن چون اولا دیگه دیس کردن

قدیمی شده .

13-یه مدتی آهنگ نخون این جوری معروفیتت بیشتر می شه(ر.ک حسین ابلیس یا فلاکت)

14-حالا باید با برو بکس محلتون یا بکس فامیل یه گروه تشکیل بدید اسمش هم هرچی

خواستی می تونید بذاریدمثل: اسم محلتون شماره پلاک ماشین بابات,اسم یه جونور,

کد شهرتون و…

15 - بهتون تبریک می گم شما بعد از پشت سر گذاشتن این 15 مرحله رو قله ی

رپ فارس ایستادی فقط بپا کله پا نشی داداش!

نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط امیر حسین| |

1_ دخترهای خیلی خیلی خیلی دوست دارن جای پسرها باشن اما پسرها اصلاً دوست ندارن

جای دخترها باشن

2_ اگه یه دختر یه مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما اگه یه پسر یه مشکل

غیر قابل حل داشته باشه همه اعضای خانواده رو از خونه فراری میده

3_ اگه یه دختر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما اگه 2تا مشکل غیر قابل

حل داشته باشه همه اعضای خانوداه رو میکشه

 4_اگه یه پسر 3تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه یک هفته افسرده میشه بعد یک هفته با 3 تا

مشکل کنار میاد و زندگیشو ادامه میده اما تا کنون دختری که تا 3 مشکل داشته باشه دیده نشده ،

چون همشون در مرحله 2 تا مشکل خودکشی کردن و به 3تا مشکل نمی رسن

5_ پسرها از دخترها موهاشون بلندتره

6_ دخترها میخوان سر پسرا کلاه بزارن اما سر خودشون کلاه میره ، پسرها میخوان سر هر

موجود زنده ای رو کلاه بزارن و در نهایت موفق هم میشن

7_ نقطه قوت پسرا پشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم ، ابرو ، لب ، دهن ، دماغغغغغغغ ، ...

8_ دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت می کن اما خیلی بیشتر

از پسرها تصادف می کنن و در هر تصادف رد پای پسرها به چشم می خوره

9_ دخترها فکر میکنن بهترین راه برای یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هست

ولی پسرها فکر میکنن مطمئن ترین راه دروغگویی و سوتی گرفتناز طرف مقابله

10_ دخترها از درسو مدرسه بیزارن ولی پسر ها از درسو مدرسه فرارین

11_پسرها به هم حسودی نمکنن اما دخترها... به خون همدیگه تشنن

12_ دخترها زیر بار حرف زور میرن ولی پسرها خودشون حرف زور میزنن

13_دخترها زندگی مشترک رو در عشق و صفا میبینن اما پسرها در غذا

14_اگه یه دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه حرف نمی زنه اما پسرها در یک جمع

فقط سوتی میدن

15_یک دختر اگه یک روز با دوست پسرش حرف نزنه افسرده میشه اما یک پسر اگه با

دوست دخترش حرف نزنه با یه دوست دختر دیگش حرف می زنه

16_ یک دختر اگه تو خیابون یه پسر ازش بپرسه ساعت چنده جواب میده ساعت 7 ، اما یه پسر

اگه یه دختر ازش بپرسه ساعت چنده ميگه ساعت 7 و 2 دقيقه و 30 ثانيه و اينم شماره تلفن من.....

10منتظر تماست هستم

17_ اگه یه دختر به یه پسر نگاه گنه پسره فکر میکنه خیلی خوش تیپه اما اگه یه پسر به یه دختر

نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هسش

18_ دخترها ترشیده میشن اما پسرها بلعکس هر چی بگذره رسیده تر میشن

نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 22:22 توسط امیر حسین| |

خانم ها مثل رادیو هستند :

هر چی می خواهند می گویند ولی هر چه بگویی نمی شنوند.

خانم ها مثل شبكه اینترنت هستند :

از هر موضوعی یك فایل اطلاعاتی دارند.

خانم هامثل چسب دوقلو هستند :

اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد, دیگر باید سیم را برید.

خانم ها مثل موتور گازی هستند :

پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند :

اول برق چشمهاشون می رسه , بعد رعد صداشون.

خانم ها مثل لیمو شیرین هستند :

اول شیرین و بعد تلخ می شوند.

خانم ها مثل موبایل هستند :

هر وقت كاری مهم پیش می آید در دسترس نیستند.

خانم ها مثل گچ هستند :

اگر چند دقیقه مدارا كنید آنچنان سخت می شوند كه هیچ شكلی نمی گیرند.

خانم ها مثل كنتو ر برق هستند :

هر از چند سالی یكبار سن آنها صفر می شود.

خانم مثل فلزیاب هستند :

هرگاه از نزدیكی طلافروشی رد می شوند عكس العمل نشان می دهند.

نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 22:21 توسط امیر حسین| |

1. مدل جنتل وومن: خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده

از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه مد روز و تحصیل کرده

هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن.

2.مدل ناز نازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و

تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل خریدن هر چیز

مد روز و به باد دادن پولای باباجون هست.

3.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو

فعالیتهای اجتماعین ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون

در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!

4.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن

(به علت کمیاب بودن این مدل نتونستم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنم).

5.مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر

مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم

هم پیدا کرد.

6.مدل ضد پسر:این مدل یه جورایی همکارمنن همه فکر و ذکرشون اینه که

یه پسر و ضایع کنن  و تا یک سال این اتفاق خجسته رو واسه دوست و آشنا

تعریف کنن

7.مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم

که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل

که برسن هیچی بلد نیسن

8.مدل روشنفکر:این مدل عقل کل هسنن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن

از یوگا بگیر تا مدیتیشن و …

9.مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین

شما شامل ترکیب  هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه

نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 18:25 توسط امیر حسین| |


1.وقتی در اسانسور بسته میشه با صدای بلند بگین :نترسین..

نگران نباشین ..لازم نیست خونواده هاتون رو خبر کنین چند لحظه

دیگه در باز میشه. 

2.وقتی همه سوار شدید و در بسته شد بلند بگید برای سلامتیه

آقای راننده صلوات!!

 3.وقتی از آسانسور پیاده میشین دگمه همه طبقات رو بزنین…

مخصوصا اگه یه عده هنوز تو آسانسور هستن. 

 4.یه دوست خیالی تون رو جوری که انگار همراه شما هست به همه

معرفی کنین و شروع کنین الکی باهاش حرف زدن. 

 5.رو به دیوار آسانسور در حالی که پشت تون به همه هست بایستین…

اگه شما نفر اولی باشید که سوار شدین به احتمال زیاد بقیه هم همین

کارو میکنن. 

 6.یه دفه بگین : ای وای ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنین. 

 7.از همه آدرس ای- میلشون رو بپرسین و بعد آدرس هاشون رو مسخره

کنین. 

 8.توی یه دستمال فین کنین سپس به بقیه نشون بدین. 

 9.در کیفتون رو باز کنین و انگار یکی اون تو هست یواش بگین ..هوای

کافی داری؟؟؟

10.هر کسی که وارد میشه باهاش دست بدین و یه سلام علیک حسابی

بکنین و بگین میتو نه شما رو جناب تیمسار صدا کنه. 

 11.هر از چند گاهی صدای گربه در بیارین. 

 12.به یکی از مسافر ها خیره بشین بعد یه دفعه بگین ..ا وه تو که یکی

از اون هایی…بعد تا میتونین ازش فاصله بگیرین. 

 13.یه عروسک خیمه شب بازی دستتون بکنین و با بقبه مسافر ها از طرف

اون حرف بزنین. 

 14.هر طبقه که میرسین ..صدای دینگ در بیارین..بعد به یکی از مسافر ها

بگین نوبت تو هست …خدا بیامرزتت. 

 15.یه صندلی (تا شو) و یه دوربین با خودتون بیارین و از بقیه مسافر ها

عکس بگیرین.

16.وقتی چند نفر پشت سرتونن و می خوان سوار آسانسور بشن ..

وقتی دستگیره ی درب آسانسور رو گرفتید تا باز کنید سریع دستتون

رو بکشید انگار که برق گرفتتون !!

فکر کنم بقیه با پله برن !! 

17.وقتی آسانسور به هر طبقه رسید ، اعلام کنید ، مثلا بگید

طبقهههههه پنجـــــــــــــــــــم

18.زیر لب این شعر رو باصدای آروم بخونید دارم میرم به تهرون ...

دارم میرم به تهرون ....(همزمان بشکن هم بزنید) دادادا دیدام

دیمدام دام .. .. بعد هرکی نگاتون کرد ساکت شید تا روشو برگردوند

دوباره از اول !!!! 

 19.تا سوار آسانسور شدین یه هات داگ نیم متری از تو کیفتون در بیارین

 شروع کنید با ولع بخورید همزمان ملچ ملوچ هم بکنید  
 
20.وقتی همه داشتن پیاده میشدن بگید: مسافرین عزیز کاپیتان با شما

 صحبت میکنه به امید دیدار شما در پرواز های بعد...

اخطار!!!از انجام اعمال بالا در آسانسورهاي بيمارستان ها جدا

بپرهيزيد
چون ممكنه 
همون پایین تحویلتون بدن به بیمارستان
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 18:23 توسط امیر حسین| |

ژاپن: به شدت مطالعه مي كند و براي تفريح ربات مي سازد!

مصر: درس مي خواند و هر از گاهي بر عليه حسني مبارك، در و پنجره

دانشگاهش را مي شكند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و

همزمان برادر دوقولويش كه سالها گم شده بود را پيدا مي كند. سپس

ماجراهاي عاشقانه واكشني(ACTION) پيش مي آيد وسرانجام آندو با هم

عروسي مي كنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!

عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد ودر

صورت زنده ماندن درس مي خواند!

چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يك مارك معروف خارجي را

مي سازد و با يك دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!

اسرائيل: بيشتر واحدهايي كه او پاس كرده، عملي است او دوره كامل

آموزشهاي رزمي وكماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاد دان به دنيا مي

آيد!

گينه بي صاحاب!: او منتظر است تا اولين دانشگاه كشورش افتتاح شود تا

به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند!

كوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يك كمونيست است و بايد باسواد باشد

و همينطور بايد براي طول عمر فيدل كاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي

جمهوري امريكا دعا كند!

پاكستان: او بشدت درس مي خواند تا در صورت كسب نمره ممتاز، به

عضويت القاعده يا گروه طالبان دربيايد!

اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيكاري بين كلاس؛ چند نفر از قبيله

توتسي را مي كشد!

انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان

دوره كواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم

درس مي خوانند!

ايران: عاشق تخم مرغ است! سركلاس عمومي چرت مي زند و سر كلاس

اختصاصي جزوه مي نويسد! سياسي نيست ولي سياسي ها را دوست

دارد. معمولا ليگ تمام كشورهاي بالا را دنبال مي كند! عاشق عبارت

«خسته نباشيد» است، البته نيم ساعت مانده به آخر كلاس! هر روز

دوپرس ازغذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه

مي گويد! او سه سوته عاشق مي شود! اگر با اولي ازدواج كرد كه كرد، و

الا سيكل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تكرار مي شود! جزء قشر

فرهيخته جامعه محسوب مي شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص

نشده كه چرا صاحبخانه ها جان به عزرائيل مي دهند ولي خانه به

دانشجوي پسر نمي دهند! (فهميدين به منم بگين) او چت مي كند! خيابان

متر مي كند، ودر يك كلام عشق و حال مي كند! همه كار مي كند جز اينكه

درس بخواند نسل دانشجوي ايراني درسخوان در خطر انقراض است! از من

مي شنوين بي خيال دانشگاه بشين بهتره (تفريحات بهتر و كم دردسرتر

هست)خود دانيد.

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 0:55 توسط امیر حسین| |

تاريخچه تقلب و روش هاي آن
گويند: «تقلب مفهومي‌است بس اساسي» به طوري که شاعر ميگويد:

تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبير خردمند را

تاريخچه‌ي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش را تکان داد

و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه‌ي کودکان فلک بخت مکتب بود. ليک

حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر روي ورقه‌ي همزاد انداخت تانکتي بس ارزشمند از

ورقه‌ي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با

روش‌هاي فوق العاده ابتدايي (البته در مقابل ترفند‌هاي کنوني) صورت گرفت. بدين ترتيب که

حسن با کلي زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالاي ورقه‌ي همزاد رسانيد و خيلي راحت

مطالب را دو در فرمود.

زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت

پيدا کرد. از جمله تقلب‌هاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن

، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را

مي‌شود نام برد. حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان مي‌رسانيم:


روش هاي نوشتاري:

1- نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...

2- نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و...

3- نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...

4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ‌هاي مختلفي از جمله دماغ،

دهن، فک پايين، دريچه‌ي آئورت و ...

روش هاي با کلاسي:

1- استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي

2- استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس

روش هاي جوادي:

1- خر نمودن يک فقره بچه خرخون

2- خم کردن سر به روي ورقه‌ي طرف به صورت تابلو.

3- روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات

نزديک شدن به شما را نکند.

4- روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد

و بعد با خيال راحت دست به کارشويد.

توجه:

اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن،

اخراج شدن و تابلو شدن ندارد

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 0:54 توسط امیر حسین| |

خوشگل = خوجل

خوبی = خوفی

جیگرتو بخورم = جیگلتو بخولم

عشق منی = عجق منی

قربونت برم = قلبونت بلم

چطوری؟ = تطولی؟

چی کار می کنی = چیکال می کنی

سلام = شلام

دختر= دخمل

پسر = پسمل

عزیزم = عجیجم

جون = جونزززززز


نمیدونم= نیدونم(بعضی ها این روز خیلی زیاد میگن!!)

دوست = دوکس (این کلمه رو نمیدونم از کجا درآوردن)

در پایان یک مکالمه عشقی یک دختر ایرانی با یک پسر توجه کنید:

شلام قلبونت بلم چطولی؟ جیگلتو بخولم

پسمل من نیدونی چقدر دوکست دالم .
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 0:53 توسط امیر حسین| |

اتللو و دزدمونا(عشاق درام ویلیام شکسپیر)

امیر ارسلان وفرخ لقا( عشاق قدیمی افسانه های فولکوریک ایران)

بهرام و گل اندام(عشاق قدیمی افسانه های فولکوریک ایران)

بیژن و منیژه( عشاق شاهنامه فردوسی)

پل ویرژینی( عشاق رمان تاریخی برناردن دوسن پیر)

خسرو شیرین( در داستانی از نظامی گنجوی)

رومئو و ژولیت( عشاق درام شکسپیر)

رابعه و بکتاش( از افسانه های اعراب است که به زبان فارسی نیز در آمده است)

زال و رودابه(از شاهنامه فردوسی)

زهره و منوچهر(از دیوان ایرج میرزا)

سلامان و ابسال(از جامی)

سلیمان و ملکه صبا( ازداستان های تورات)

سامسون و دلیله( از داستانهای تورات)

شیرین و خسرو(از امیر خسرو دهلوی)

فرهاد و شیرین(از وحشی بافقی)

کلئوپاترا و ژولیوس سزار و آنتوان( داستان عشق کلئوپاترا ملکه مصر به دو سردار و قیصر روم)

لیلی و مجنون( اصلش عربی بوده ولی در اشعار شعرای فارسی منجمله نظامی و جامی و مکتبی شیرازی نیز آمده است)

مادام پمپادور و لویی شانزدهم پادشاه فرانسه

کاری آنتوانت(زوجه لویی شانزدهم) و کاردینال روهان

ناپلئون و ژوزفین

نورجهان (ایرانی) و جهانگیر(هندی)

وامق و عذرا(در داستانی از عنصری)

ویس و رامین(از فخرالدین اسد گرگانی)

همای و همایون(از خواجوی کرمانی)

یوسف و زلیخا( از جامی و آذر بیگدلی)

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 17:42 توسط امیر حسین| |

مردی با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت: " عزیزم از من خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم."
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود. این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباسهای کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن، ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت، راستی اون لباسهای ابریشمی آبی رنگم را هم بردار!
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیر طبیعی است اما به خاطر اینکه نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد.
هفته بعد مرد به خانه آمد، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب و مرتب بود.
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید آیا او ماهی گرفته است یا نه؟
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا، چند تایی ماهی فلس آبی و چند تایی هم اره ماهی گرفتیم. اما چرا اون لباسهای راحتی که گفته بودم برایم نگذاشتی؟"
جواب زن خیلی جالب بود.
زن جواب داد: لباسهای راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 17:41 توسط امیر حسین| |

زن و مرد با هم برابرند ولی مردا برابرترند !!!

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 17:37 توسط امیر حسین| |

تبلیغات ایرانسل : با صدای رسا بخونیدش

شونصدمین جشنواره ایرانسل در قلی آباد خرمن دشت. از 1 فروردین لغایت 29 اسفند هر سال ، با خرید هر سیم کارت ایرانسل هفتاد سیم کارت اعتباری جایزه بگیرید. همه روزه از ساعت 1 نصف شب تا 2 ظهر و از 2 ظهر تا 1 نصف شب. شما می توانید با پرداخت سالیانه مفت هزار ریال از کلیه خدمات ایرانسل برخوردار شوید.

- یک بار دیگر، هزارمین جشنواره ایرانسل به مناسبت روز کفتر برگزار می شود. از علاقه مندان به خرید سیم کارت و جمع کردن سیم کارت های خود در کلکسیون دعوت می شود، تا با خرید هر سیم کارت ایرانسل بی نهایت سیم کارت اعتباری ایرانسل در یافت کنند. نگران نباشید ما با استفاده از چند دستگاه کامیون و 10 تن سیم کارت های جایزه را در حیاط خانه تان خالی خواهیم کرد. 

- ایرانسل هدیه می دهد . از کی تا حالا ؟ از وقتی ایرانسل اومده. بزرگترین جشنواره ایرانسل در قاره آفریقا. بدون خرید هیچ گونه سیم کارت جایزه بگیرید. ایرانسل  بگیرید. ایرانسل جایزه می دهد. ایرانسل هدیه می دهد.

- سیم کارت ویژه ایرانسل به مناسبت روز بزرگداشت مقام  خال خالی، عرضه شد. با جایزه گرفتن ده سیم کارت ایرانسل نهصد و پنجاه و هشت سیم کارت ویژه دیگر ایرانسل جایزه بگیرید. سیم کارت های ما را می توانید از آدامس فروش ها، دست فروش ها، و گل فروش های سر چهار راه تهیه کنید.

- با خرید هر سیم کارت ایرانسل شصت دستگاه تلویزیون رنگی، پنجاه خودروی پژو 206 ، 900 فقره وام ازدواج، و هزاران هزار سیم کارت اعتباری دیگر جایزه ببرید.

- سیم کارت یک بار مصرف و بهداشتی ایرانسل به بازار آمد. این سیم کارت ها را بعد از هر بار استفاده بشکنید و دور بریزید. و سیم کارت دیگری با میلیونها جایزه ارزنده و نفیس دیگر جایزه بگیرید.

استخر سیم کارت ایرانسل افتتاح شد. شما می توانید در این استخر که از سیم کارت پر شده است، شنا کنید و به از هر کجا به کجای ایران فقط دقیقه ای هفتصد میلیون تومان تماس بگیرید.
- و باز هم شما می توانید شماره دلخواه خود را انتخاب کنید...

- مهلت جشنواره تمدید شد...

- بیاین هدیه بگیرید...

- جایزه بگیرید...

و سرانجام ایرانسل به عنوان نیکوکارترین خط موبایل لقب نیکیسل را گرفت. چندی بعد این شرکت به دلیل تولید بیش از حد سیم کارت در شرکت خفه شد و ترکید، و سراسر جهان باران سیم کارت بر سر مردم نازل شد!

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 0:13 توسط امیر حسین| |

 

مدل های مختلف دختر

۱.مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه مد روز وتحصیل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن.

2.مدل نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل خریدن هر چیز مد روزو به باد دادن پولای باباجون هست.

3.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین
ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!

4.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن
(به علت کمیاب بودن این مدل نتونستم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنم).

5.مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد.

6.مدل ضد پسر:این مدل همه ی فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن

7.مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن

8.مدل روشنفکر:این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و ...

9.مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 0:11 توسط امیر حسین| |

انشایی درباره ی فواید گاو

انشایی درباره ی فواید گاو: 

سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد
وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج ندارد و میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند

 


شاعر در این باره میگوید:سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست
سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست
هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند .گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند. شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟
گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟
گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم. اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود.ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.
تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟ آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.
تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته
شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:
گمون کردی تو دستات یه اسیرم
دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم
دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"!!سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ !!دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟
گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند.آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند.هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد.
هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند. هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.هیچ گاوی خیانت نمیکند. هیچ گاوی دل گاودیگر را نمیشکند.هیچ گاوی دروغ نمیگوید .هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که از فرط پرخوری مجبور شود روی آن همه علف یک آفتابه عرق سگی بخورد و بعدش راه بیفتد توی کوچه خیابان در حالی که گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.هیچ گاوی همجنس بازی نمیکند. هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد .هیچ گاوی...
اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند.اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..ولی...هیچ گاوی نگفت: من گفت :ما...

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 0:9 توسط امیر حسین| |

عشق از دیدگاه افراد مختلف جامعه :

 
  1.  عشق از دیدگاه  حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی. (جمله عاشقانه : خداوند همه جوان ها را به راه راست هدایت کند)
  2. عشق از دیدگاه دختر حاج آقا:  آه... یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم؟ ( جمله عاشقانه : ندارد)
  3. عشق از دید یک ریاضیدان :  عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول. (جمله عاشقانه : آه... عزیزم به اندازه سطخ زیر منحنی دوستت دارم)
  4. عشق از دیدگاه بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود که, ننمون رفت و این سکینه خانم رو واسمون گرفت آورد.(جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم؟....)
  5. عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه,عشقی.(جمله عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی..)
  6. عشق از دیدگاه یک دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه  عزیزم کاش الان پیشم بودی , بغلم می کردی, سرمو میگذاشتم رو شونه هات....( جمله عاشقانه : دوستت دارم عزیزم....)
  7. عشق از دید مادر بزرگم :از این حرفای بد نزن , راستی این دختر اقدس خانم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه , تازه تحصیل کرده هم هست . ( جمله عاشقانه : پاشو بریم خواستگاری....)
  8. عشق از دید.....( خودتون الان می فهمید کیو میگم) : عزیزم تو که عاشقمی چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی دی؟......واسه ناهار بریم سورنتو ....سالی با دوستش هم قراره بیآد....دوست سالی واسش یک ماتیز خریده (دوو منگل) .تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوستت دارم یک پراید بخری.....(جمله عاشقانه : عزیزم گوشی p910 i می خوام راستی دوستت هم دارم )
  9. عشق از دید کسی که بار اولشه عاشق میشه: عزیزم باور کن بدون تو حتی یک لحظه هم نمی تونم زندگی کنم, تو واسم همه دنیا هستی....(جمله عاشقانه : فدات شم  عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم )
  10. عشق از دید کسی که بار اولش نبست که عاشق میشه: عزیزم خیلی دوستت دارم, باور کن شب ها به خاطر تو با پای برهنه می خوابم....(جمله عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم)
  11. عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور) عشق من از برات جوش آمده , باور نداری بر آمپرم بنگر.....(جمله عاشقانه : عیزم دوست دار.... بو بو بوغ غ غ)
  12. عشق از دید بعضی ها : آه ..یعنی خدایا میشه بیآد خواستگاریم؟....(جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت  می کنم اگه بیآد خواستگاریم)
  13. به دلیل نحسی از نوشتن معذوریم (جمله عاشقانه: حتی شما دوست عزیز)
  14. عشق از دید ارازل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند بابا, برو بچه سوسول دلت خوشه, خونه خالی نداری ....(جمله عاشقانه :بو بوغ غ ... خانم بیا بالا خوش میگذره)
  15. عشق از دید یک مهندس الکترونیک :  عشق همان دوست داشتن است وقتی در av open loop ضرب می شود, البته در این حالت انسان به صورت غیر خطی عمل می کند. ( جمله عاشقانه :عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی )
  16.  عشق از دید بابام : آخه پسر ,عشق واست نون و آب میشه؟....حالا بگو ببینم پدرش چه کارست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج کن)
  17. عشق از دید حمیدک : عشق تنها هدف آفرینش هستی است, زیرا انسان تنها موجودی است که عاشق می شود. (جمله عاشفانه :؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
  18. عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری؟ عشق باشه واسه بعد. مگه تو امسال فلان نداری ؟ عشق باشه واسه بعد.. مگه تو امسال بهمان نداری؟ عشق باشه واسه بعد...(جمله عاشقانه: باشه واسه بعد)
  19. عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده: عشق یعنی کشک. (جمله عاشقانه : برو کشکتو بسآب)
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 23:42 توسط امیر حسین| |


اگر مورد تجاوز قرار گرفتم چه بکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



• محل امنی برای خود بیابید( هر جایی که دور از متجاوز باشد). از یک دوست مورد اعتماد بخواهید که برای دادن آرامش روحی ، نزد شما بماند.
• مدارک و شواهد تجاوز را از بین نبرید .حمام نروید و دندانهای خود را مسواک نزنید. تمام جزئیات حمله و حمله کننده را تا جایی که امکان دارد ، یادداشت کنید.
• با مراکز حمایت از زنان خشونت دیده تماس بگیرید.
• تحت معاینه پرشکی قرار بگیرید. حتی اگر جراحت فیزیکی پیدا نکرده باشید، باید خطر بیماریهای مقاربتی و بارداری را در نظر بگیرید.

• برای جمع آوری مدارک قانونی از بیمارستان بخواهید سری آزمایشهای مربوط به تجاوز را در مورد شما انجام دهد.

• اگر شک دارید که به شما مواد مخدر داده شده باشد، از آنها بخواهید که آزمایش اوره از شما بگیرند. این نمونه ممکن است بعدا در دادگاه به نفع شما مورد استفاده واقع شود.

• موضوع را به مقامات مسوول گزارش دهید. یک مشاور می تواند شما را از مراحل قانونی کار مطلع کند.

• به خاطر داشته باشید که شما به هیچ وجه مقصر نبوده اید.

• آگاه باشید که التیام یافتن عوارض تجاوز نیاز به زمان دارد، پس به خود فرصت بدهید.

• این را بدانید که هیچگاه برای گزارش یک تجاوز و تقاضای کمک دیر نیست ،حتی اگر سالها از آن گذشته باشد. بسیاری از قربانیان نمی دانند تا ماهها و حتی سالها ، بعد از تجاوز نیز نیاز به کمک دارند .

چگونه می توانم به دوستی که مورد خشونت جنسی واقع شده کمک کنم؟

• در کنارش حضور داشته باشید ، گوش کنید اما قضاوت نکنید.
• دوست خود را به طور جدی تشویق کنید که موضوع را گزارش کند. یک مشاور می تواند اطلاعاتی را که او برای انجام این تصمیم نیاز دارد در اختیارش قرار دهد.
• صبور باشید و بدانید دوست شما برای کنار آمدن با این آسیب به زمان نیاز دارد.
• او را از کمکهای تخصصی موجود برای او مطلع کنید اما بپذیرید که او خود باید تصمیم نهایی را در این مورد بگیرد.

چگونه می توانم خطر آزار جنسی را در مورد خود کاهش دهم؟

• مراقب لیوان نوشیدنی خود باشید و از افراد ناشناس نوشیدنی نگیرید.
• وقتی به مهمانی می روید با تعدادی از دوستان خود بروید، مراقب یکدیگر باشید و با هم مهمانی را ترک کنید.
• دائم مراقب اطراف خود باشید.
• با کسی که نمی شناسید یا به او اعتماد ندارید تنها نمانید.
• به میزان صمیمیتی که در روابط خود مد نظر دارید توجه کنید و حدود مورد نظر خود را رعایت کنید.

چگونه می توانم فرزند خود را از آزار جنسی حفظ کنم؟

• ارتباط ، ارتباط ، ارتباط
• با فرزندان خود صحبت کنید و نامهای مناسبی را برای اعضای بدنشان برای آنها بکار برید. کودکان آگاهتر بهتر می توانند درباره آزاری که نسبت به آنها صورت گرفته توضیح دهند.
• کودکان شما باید بدانند که احترام به بزرگترها به این معنی نیست که بزرگترها باعث شوند آنها احساس ناراحتی کنند و هیچ ایرادی ندارد اگر به آنها نه بگویند و محل را ترک کنند.
• به غریزه خود اعتماد کنید و اگر غریزه شما به شما می گوید ایرادی وجود دارد آن را جدی بگیرید و پیگیری کنید
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 23:54 توسط امیر حسین| |

 

روزنامه جمهوری اسلامی : در اين مراسم مبتذل كه شبيه يك پارتي بزرگ خياباني بود , دختران و زنان بدحجاب و بي حجاب با لباسهاي مستهجن و چسبان و روسري هاي توري و پسران لاابالي با تيپ هاي غربي در غروب عاشورا و شام غريبان حسيني به وقيح ترين وضع , اعتقادات و مقدسات مسلمانان را مورد تمسخر و توهين قرار دادند.نيروي انتظامي به جاي برخورد با اين برنامه مختلط دختران و پسران معلوم الحال از ساعت 18 غروب روز عاشورا , خيابان ميرداماد از حدفاصل بزرگراه مدرس تا خيابان شريعتي و چهار خيابان ديگر منتهي به ميدان محسني را بسته بود. اين اقدام , زمينه را براي يكه تازي عده اي از اراذل و اوباش در اين منطقه فراهم ساخت .حدود ساعت 19 قريب به 500 دختر و پسر كه در ميدان محسني تجمع كرده بودند , از طريق تلفن همراه با دوستان خود ارتباط برقرار كرده و به تدريج , بر شمار تجمع كنندگان افزوده شد.


 دختران و پسران جوان بدون توجه به مراسمي كه در ضلع شرقي ميدان محسني از طرف گروهي با عنوان « هيات مكتب الشهدا » برگزار شده بود , در خيابان اطراف ميدان محسني به صورت جمع هاي سه , چهار نفري گردهم آمده و مشغول گفتگو كردن و خنديدن بودند.جوانان لاابالي در سوپرماركتهاي خيابانهاي اطراف ميدان محسني خصوصا خيابان بهروز , همديگر را به نوشيدني , چيس , پفك و بستني دعوت مي كردند.روسري برخي زنان و دختران آرايش كرده كه بعضا توري نازكي به صورت آزاد بر سر داشتند به دفعات مي افتاد و پس از گذشت دقايقي دوباره آنرا به سر مي گذاشتند. اكثر اين زنان از جمله زنان خياباني و مانكن ها بودند كه در پارتي و جمع هاي ناسالم به خودنمايي مي پردازند.برخي پسران بلند گيسو نيز علنا و به صورت آشكار دختران را در آغوش گرفته و صحنه هاي زشت و غيراخلاقي به وجود آوردند.موسيقي تند و محرك گروه نمايشي به بهانه اجراي تعزيه در ميدان محسني به حركت درآمد , بر تحرك پارتي خياباني دختران و پسران افزود. خصوصا حركت اين گروه در ميان جمعيت فشرده ميدان محسني وضعيت زننده اي از برخورد دختران و پسران به وجود آورد.پس از اجراي اين نمايش چند دختر بي حجاب كه روسري هاي آنها افتاده بود , به خاطر اختلاف در مورد دوست پسر خود با هم درگير شدند كه با پا در مياني برخي پسران (!) اين درگيري خاتمه يافت .حدود ساعت 21 سردار طلايي فرمانده نيروي انتظامي تهران در اين مراسم حاضر شد اما دختران و پسران لاابالي درحاليكه هلهله سر مي دادند با سوت و كف و شعار « طلايي دوستت داريم » به دنبال وي راه افتادند و دور ميدان محسني گشتند و او را هو كردند.حدود ساعت 22 تعدادي از ماشين هاي نيروي انتظامي با استقرار در ميدان محسني , از طريق بلندگو خواستار ترك تجمع كنندگان در اين منطقه شدند. فرمانده ميدان از طريق بلندگو گفت : انشاالله عزاداريهايتان قبول باشد! عزاداري (!) خود را خراب نكنيد و متفرق شويد. وي در مورد اينكه به كدام عزاداري اشاره مي كند , توضيحي نداد.تجمع كنندگان در پاسخ به هشدار نيروي انتظامي , هو كشيدند و همچنان ميدان محسني و خيابانهاي اطراف را مسدود نگه داشتند.پس از اين هشدار حداقل صداي 20 ترقه در اين منطقه به گوش رسيد كه از اولين انفجار دختران و پسران درحاليكه با دستان خود آسمان را نشان مي دادند به بالا و پائين مي پريدند و هورا مي كشيدند.تجمع كنندگان از صداهاي انفجار نارنجكهاي صوتي به شوق آمده و هيچ واكنشي نشان نمي دادند. پس از گذشت دقايقي همين افراد شلوغ مي كردند تا دوباره نارنجك صوتي منفجر شود.سرانجام ساعت آخر يكشنبه به دليل بي تفاوتي نيروي انتظامي در توهين به اعتقادات مردم در شام غريبان حسيني , جمعي از جوانان متدين و حزب اللهي براساس تكليف شرعي , اين تجمع آلوده به فساد را جمع كردند و با محركان آن برخورد نمودند. متاسفانه برخي ماموران نيروي انتظامي به جاي برخورد با عناصر مزاحم و فرصت طلب كه باورهاي مردم را به مسخره گرفته و امنيت و آسايش مردم را سلب كرده بودند , چند نفر از اين جوانان متدين را بازداشت كردند , اما با وساطت مردم و خانواده ها و شهادت دادن آنها , آزاد شدند.سپس از متفرق شدن تجمع كنندگان در ميدان محسني , دختران و پسران جوان در خيابانهاي اطراف و مناطق همجوار به عربده كشي پرداختند كه درگيريهاي پراكنده اي نيز در اين خيابانها رخ داد.پس از اين مراسم , ترافيك سنگيني كه از غروب در اين منطقه به خاطر بستن طولاني حداقل شش خيابان به وجود آمده بود تا دقايقي از بامداد به طول انجاميد. اين ترافيك در روزهاي تعطيل و اين ساعت از شب بي سابقه بود.
ميدان محسني سابقه بسيار بد و آلوده اي از مراسم روشن كردن شمع و تجمع دارد. سال گذشته در همين مكان دسته زنجيرزني دختران راه افتاد كه با اعتراضات گسترده اي مواجه شد . پس از حادثه 20 شهريور 1380 (11 سپتامبر آمريكا) نيز گروهي از همين تيپ دختران و پسران به دعوت حزب ايران پاك در ميدان محسني تجمع كرده و با روشن كردن شمع با آمريكائي ها همدردي نمودند! در مراسم پريشب نيز دختران و پسران لاابالي درحاليكه قهقهه سر مي دادند به بهانه شام غريبان , شمع روشن كردند. عده اي از دختران به صورت زننده اي روي زمين ولو شده بودند و تعدادي ديگر از دختران و پسران در تاريكي اطراف ميدان و خيابانها در نور كم شمع , خلوت كرده بودند!تعداد كمي خانواده نيز واقعا براي شركت در مراسم شام غريبان و روشن كردن شمع به ياد مظلوميت اهل بيت امام حسين (ع ) آمده بودند اما فضاي آلوده اين مكان و سواستفاده اين افراد بي بندوبار مانع عزاداري آنها شد.تعدادي از همين جوانان لاابالي مي گفتند عزاداري واقعا بايد اينگونه باشد كه جوانان بيايند! عزاداري بايد شاد باشد!مجري اين مراسم , متاسفانه يكي از بازيگران صدا و سيما بود و انتظامات آنرا جواناني با تيپ هاي غربي كه بي سيم و چفيه داشتند , عهده دار بودند!در نزديكي اين مراسم , در حسينيه ارشاد نيز هاشم آغاجري كه به اتهام اهانت به پيامبر اسلام (ص ) و مقدسات اسلامي در همدان به اعدام محكوم شده بود به دعوت تندروهاي دفتر تحكيم وحدت پيرامون شخصيت حضرت زينب (س ) سخنراني كرد. در شبهاي قبل اين مراسم , حسن يوسفي اشكوري و محسن كديور سخنراني كردند.پائين تر از حسينيه ارشاد حدود ساعت 24 تعدادي از دختران و پسران جوان در مقابل فرهنگسراي ارسباران (هنر) مشغول روشن كردن شمع بودند.اين گونه اقدامات , بدعتهاي خطرناكي است كه در مراسم معنوي و اصيل عزاداري حسيني وارد شده كه متاسفانه متوليان فرهنگ و ارزشهاي اسلامي و همچنين امنيت عمومي مردم نسبت به اين بدعتها راه بي تفاوتي برگزيده اند.اين حادثه مصيبت بار و نمايش ابتذال كه متاسفانه در شام غريبان حسيني در ام القراي اسلامي رخ داد , نتيجه بي تدبيري نيروي انتظامي در برخورد با عناصر بي بندوبار و فاسد بود. سابقه ميدان محسني براي اينگونه مراسم روشن است چرا بايد اجازه داد اعتقادات و مقدسات مردم به استهزا و توهين گرفته شود و بعد براي برخورد با آن متوسل به ابزارهاي نظامي شد.از مراسم مبتذل خيابان ميرداماد در شب شام غريبان , تعدادي عكاس و فيلمبرداري حرفه اي براي رسانه هاي غربي عكس و فيلم تهيه مي كردند. آنها رسما به زبان مي آوردند كه ما براي « دلار » كار مي كنيم .در عصر عاشورا شبكه تلويزيوني « بي . بي . سي » به جاي پخش گزارشي از عزاداري حسيني به عنوان مهم ترين رويداد روزهاي اخير ايران , اقدام به پخش گزارشي درباره وضعيت همجنس بازان در ايران و تحت فشار قرار داشتن آنها كرد!

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 0:49 توسط امیر حسین| |

انواع بوسه

اظهار عشق ------------- بوسه

انواع آن:

1:بوسه بر دست----------قدرشناسي

2:بوسه برگونه----------فقط تقاظاي دوستي ساده داشتن

3:بوسه برگردن----------احتياج داشتن

4:بوسه بر لب-----------دوست داشتن

5:بوسه بر گوش----------فقط به بازي گرفتن

6:بوسه برجاهاي ديگر----تقاضاي ماندن

۷:بوسه بر پیشانی--------------- عشق توام با احترام

۸: بوسه بر انگشت اشاره ----------------------عشق توام با شکرگزاری
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 0:47 توسط امیر حسین| |

چطور مي توان يك پسر را به تلفن زدن مرتب واداشت؟ مي گويد تلفنش خراب است؟ زنگ زده و اشغال بوده، شما را پيدا نكرده است؟ و...

- ”بهت زنگ مي زنم“ هايش درست از آب در نمي آيد؟

شماره تلفن شما را دارد، به شما گفته كه با شما تماس خواهد گرفت. دوستانتان گفته اند كه حتماً مي خواهد شما را به شام دعوت كند. پس چرا شما هنوز در وضعيت "انتظار مکالمه" به سر مي بريد؟!!

عكس العمل شما:

اگر با شما تماس نگرفت، به محض اينكه او را ديديد فرياد نزنيد كه ” تو حتماً از من خسته شده اي“ در عوض دفعه ديگري كه گفت ”بهت زنگ مي زنم“ با خونسردي تمام بگوييد ”بهتر نيست بعداً همديگر رو ببينيم“ علاوه بر اين كه مكالمه حضوري مي تواند جالبتر باشد، اين جمله او را به فكر مي اندازد.

- حتي زماني كه وقت دارد هم با شما تماس نمي گيرد؟

شما مي خواهيد با او صحبت كنيد، اما او هميشه وقتي با دوستانش است با موبايل خود يك تماس كوتاه مدت با شما مي گيرد.

عكس العمل شما:

اصولاً وقتي پسرها دور هم جمع مي شوند، رفتارشان تغيير مي كند و ديگر آن آدمي كه شما ديده بوديد نيستند به جاي عصباني شدن و گفتن ” به چي مي خندي“ يا ”درباره چي حرف مي زني“ از او بخواهيد وقتي به خانه رفت با شما تماس بگيرد. در اين صورت او مي تواند به تفريح خود بپردازد و در عين حال خيالش هم در مورد شما راحت باشد.

- خودش خيلي خوبست، ولي وقتي تلفن مي كند بسيار خسته كننده است؟

بالاخره تماس مي گيرد ولي صداي كسالت آور پشت تلفن به هيچ وجه شباهتي به آن پسر بامزه اي كه شما ديده بوديد ندارد.

عكس العمل شما:

عصباني نشويد، شايد او عصبي شده، هيجان زده است. سوالاتي مطرح كنيد كه او را وادار به صحبت كند. در مورد مسائل روزمره، اتفاقاتي مضحكي كه برايتان افتاده است و ....صبحت كنيد .

- وقتي تلفني حرف مي زنيد حواس او جاي ديگري است؟

شما با هيجان مشغول صحبت كردن هستيد، كه يك مرتبه او فرياد مي زند ”مامان، صداي تلويزيون را زيادتر كن“ او اصلاً به صحبت هايتان گوش نمي كند.

عكس العمل شما:

وقتي با او صحبت مي كنيد،كمتر حرف بزنيد. ولي اگر موضوع مهمي بود كه بايد حتماً با او در ميان مي گذاشتيد، از او بپرسيد: ”مي توانيم يك لحظه با هم صحبت كنيم؟ مسئله خيلي مهمي است“، اگر رفتارش عوض نشد، شايد مايل به ادامه رابطه نيست.

 
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 0:46 توسط امیر حسین| |

1:دخترها به دليل مصرف عطرهايي كه به مذاق پسرها خوش مي آيد،هميشه در نزدآنها بويي مطبوع دارند.

2:موهاي آنها كه به دور شانهايشان ريخته ‍‍حالتي دلبرنده براي پسرها دارد.

3:به لحاظ ظريف بودن اكثر آنها، به سهولت در بغل شما جا مي شوند.

4:وقتي شما را مي بوسند احساس آرامش عجيبي ميابيد.

5:وقتي در هنگام خوردن غذا مي باشند بسيار جذاب تر ميشوند.

6:ساعتها وقت صرف لباس پوشيدن خود مي كنند.

7:هميشه گرم مي باشند حتي در دماي 10- درجه.

8:يادم رفت بگم كه در مشاجره نيز بسيار جذاب ميشوند.

 9 آخرش هست  به خدا :از لبخند آنها هم نگو كه به قول بچه ها گفتني  در دلبردن
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 0:43 توسط امیر حسین| |

نیگاه کن


مگه یه پسر آدم پیدا میشه که این دختر بیچاره نخواد اینقدر منتظر بمونه تا آخرش بپوسه ؟!


نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 19:4 توسط امیر حسین| |

پسر ایرونی

پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.


وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه.


ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی میکنه.


مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه.


به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه. برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم.


به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو ، آی کیف می کنه که مرد شده .


دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .


سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه. خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .


شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) .


وای وای وای... نگو خواهر... ... (این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه .


آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها (به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد.


هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......


کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد


. فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه. پس اول از همه موهاشو بلند می کنه. بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه. بعدشم یه دمب اسبی و... تمام.


دخترکش شد اروای عمهاش


"هدف ما جلب رضایت شماست"


این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن .


بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره.


سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی...


می شه مث کلاه قرمزی...


موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره. نماد خودشه و دختری که انشالا اونروز باهاش آشنا می شه.


عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟


یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه .


بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .


اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...


اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن.


می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه


بله...


آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده .


شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری...


می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره .


بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان...


که می فهمن بله... آقا ایدز داره.


وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه :


یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد .


و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه :


دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم ...



نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟ ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 19:0 توسط امیر حسین| |

المپیک پسرها رسید

المپیک پسرها رسید



1)مخ زدن دختر بسیجی در 10 ثانیه


2)تحمل کردن و از حال نرفتن در مقابل 20 دختر سمج


3)دویدن در حیاط مدرسه دخترانه بدوون نگاه کردن به اطراف


4)رقابت با دختران در رشته چونه زنی و پر حرفی پشت مبایل یا تلفن


5)ناز کشی 3دختر به طور همزمان

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 18:55 توسط امیر حسین| |

وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند!!

وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند!!



۱- بدبخت حسین و دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم


۲- وای پسر ! این دختره دانشجو که توی کلاس ماست رو دیدین عجب سینه هایی داره !


۳- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم .


۴- جا کش ها ! حوصله مون سر رفت ! دو تا کس*شعر بگین تا بخندیم


۵- یک سی دی توپسی گیرم اومده که خیی باحاله . جدیدترین شوی جنی فر لوپر و شکیراست .


۶- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه را میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم .


۷- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره فقط دنبال خونه خالی میگردیم .


۸- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید ... توی کوچمون دختره قد بلنده ...


۹- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم .


حال کردین؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 18:41 توسط امیر حسین| |

جلا الخالق چه شباهتی


جلا الخالق چه شباهتی



نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 18:35 توسط امیر حسین| |


Design By : Night Skin